تبليغاتX
خلوتگاه
توکل بر خداوندی که آسمان ها و زمین را خلق کرد و روزی همه ی بندگان اش را  مقرر نمود
توکل بر آفریدگار آسمان ها و زمین
خداوند بزرگ و بلند مرتبه که راه راست را به همه نشان داد و هیچ کس را مجبور به پیروی از ان نکرد ؛ بلکه آنکه را که خواست هدایت کرد و آنکه را که خواست گمراه نمود.
به راستی که حامی موجودات زمین تسبیح و میگویند، و او را ستایش میکنند.
تو را صد هزار بار شکر میگوییم و تنها تو را سجده میکنیم ای آفریدگار آسمان ها و زمین که مرا از قعر سختی ها و ذلت ها نجات دادی و مرا ادب و تربیت آموختی ، باشد که تنها تو را ستایش کنم. گناهان زشتی را که مرتکب شدیم  پوشاندی یا پنهانکننده ی عیب ها ! باشد که حیا پیشه کنیم ؛ و لطف بی اندازهی تو را ناسپاس نباشیم ، ای آفریدگار .
+ نوشته شده توسط غريب در شنبه بیستم آذر 1389 و ساعت 11:29 |
مولانا گفت:
عشق هایی کز پی رنگی بود / عشق نبود عاقبت ننگی بود
و خاقانی بزرگ گفت:
اگر تو از آموختن سر بتابی / سر تو نجوید همی سروری را
ببرند چوب درختان بی بر / سزا خود همین است بی بری را
+ نوشته شده توسط غريب در جمعه سی ام مهر 1389 و ساعت 23:30 |
خداوند بزرگ زندگی را از برای تربیت ما قرار داد .... !
و به راستی آنکه از دستورات صریح خداوند سر بپیچد، غم و اندوه و را فرامیگیرد مگر آنکه توبه کند و تنها بر او توکل کند ...

به این فکر میکردم که خداوند در والعصر به زمان سوگند میخورد که انسان همواره در زیان است مگر آنها که ایمان آورده و عمل صالح انجام میدهند و به صبر و حق سفارش میکنند ، و به راستی چه عمل صالحی بالاتر از تفکر و تحصیل علم از هر نوع که باشد ...

و در چشم من ریاضیات زیباترین علم است که اساس و بنیان تمامی علوم مهندسی ست.

و در پایان این داستان زیبا که حکایت زندگی ماست:

پیله ابریشم


روزی سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد . شخصی نشست و ساعتها تقلای پروانه برای
بیرون آمدن از سوراخ کوچک پیله راتماشا کرد.
ناگهان تقلای پروانه متوقٿ شدو به نظر رسید که خسته شده و دیگر نمی تواند به تلاشش ادامه دهد.

آن شخص خواست به پروانه کمک کندو با يك قیچی سوراخ پیله را گشاد کرد. پروانه به راحتی از پیله خارج شد اما جثهاش ضعیٿ و بالهایش چروکیده بودند.

آن شخص به تماشای پروانه ادامه داد . او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحکم شود و پرواز كند؛ اما نه تنها چنین نشد و برعكس ، پروانه ناچار شد همه عمر را روی زمین بخزد و هرگز نتوانست پرواز کند .

آن شخص مهربان نفهمید که محدودیت پیله و تقلا برای خارج شدن از سوراخ ریز آن را خدا برای پروانه قرار داده بود تا به آن وسیله مایعی از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پیله به او امکان
پرواز دهد .

گاهی اوقات در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم. اگر خداوند مقرر میکرد بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم فلج میشدیم ؛به اندازه کافی قوی نمیشدیم و هر گز نمی توانستیم پرواز کنیم.

+ نوشته شده توسط غريب در یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389 و ساعت 5:34 |
خدایا تو را صد هزار بار شکر میگویم ای پروردگار آسمان ها و زمین 
ای آنکس که از هر تفکری در هر ذهنی باخبری و با آنکه بر هر چیزی توانایی ما انسانهای گناهکار را مجازات نمیکنی تا زمانی مهلتمان تمام شود.
ای ستار العیوب که عیب های ما را میپوشانی
تو را هزاران بار شکر میگویم و تنها بر تو سجده میکنم
ما را ببخش و بیامرز و از عذاب آتش دور دار.
گناهان زشت ما را همانگونه که پوشاندی، ببخش که یاری پاسخ گویی در برابر تو را نداریم
تو را سجده میکنم و تو را میپرستم که تو افریدگار آسمان ها و زمین هستی
+ نوشته شده توسط غريب در شنبه سوم مهر 1389 و ساعت 4:2 |

After a long time in my life, and spending long time with many people, I am really disappointed with this world! 

People C O R R U P T.

I don't know, I really don't know where this life is going to , corruption , dishonesty. .... and no place is safe!


+ نوشته شده توسط غريب در چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389 و ساعت 9:10 |
  شعبان  طاووسی معروف به استاد کابوک

آن زمان ها که جوان تر بودم ، از ۱۷ تا ۲۰ سالگی به شدت به دنبال اسرار هیپنوتیزم و پرواز روح و تمرکز و این قابل حرف ها بودم ، کمی  هم وارد یوگا شدم و تا اندازه ی خوبی هم در این موارد پیشرفت کردم ، به خصوص کتاب های استاد کا بوک رو خیلی دوست داشتم ، آقا یونس هم که از اقوام من بود از شاگردان ‎مستقیم استاد کابوک بود و کلاس های هیپنوتیزم هم زمانی برقرار کرده و تدریس نموده بود، به هر حال پس  از مدت زمانی که گذشت و وارد درس شدم ، دریافتم که باید به فکر نان بود که خربزه آب است! وقتی رشته درسی من نیازمان برنامه نویسی و الگوریتم های پیچیده است به هیچ وجه نمیتوان از مطالب  هیپنوتیزم و پرواز روح به برنامه نویسی رسید !؛ در هر صورت اگر خیلی علاقه مند هستید که در این موزوات سرک بکشید نصیحت استاد یونس قربانیان را به شما میگویم که به سراغ تلقین بروید؛ کتاب های تلقین و ان ال پی راهگشای شما در رفع کنجکاوی و دستیابی به یک سری قواعد در مسیر زندگی و موفقیت خواهد بود!  هیپنوتیزم هم بدون استاد فکر نمیکنم به سادگی ممکن باشد ؛ از استاد کابوک هم کتابهای خوبی به یادگار مانده است که البته من فقط برخی از آنها را خواندم؛ کتاب خود هیپنوتیزم ایشان آنگونه که به یاد دارم کتاب زیبایی بود ؛ اکنون مدتها از ان زمان میگذرد و کامل به یاد ندارم ، اما برخی از مطالب ان در خصوص تلقین در طول  سالهای گذشته  به یاری من آمد،


+ نوشته شده توسط غريب در سه شنبه پانزدهم دی 1388 و ساعت 7:51 |
با دیدن گلستان سعدی و خواندن حکایت های زیبا و شیرین و سرشار از عبرت و حکمت و ادب و نحوه ی رفتار درست به یاد سخنان استاد درس ادبیات در دانشگاه ( آقای دکتر جعفر ی ‎ ‎ ‎) می افتم که می گفت این کتابهای بزرگ نظیر گلستان برای سرگرمی و یا سفر ادبیات نوشته نشده اند بلکه این سخنان عظیم نگاشته شده و به ما رسیده اند تا اساس و مرجعی برای تربیت فرزاندان ایران باشد و همه ی ایرانیان اینگونه بزرگ شوند .
برای مثال همان نام کتاب قابوس نامه را شنیدید ، این کتاب نصیحت ها ی یک پادشاه خردمند به فرزند اوست ، اما واقیت امر این است که این کتاب نصیحت های این مرد بزرگ و حکیم به ایندی ملت ایران است ، و تمامی این کتاب های بزرگ لزوما برای  مذهب و دین اسلام  نیست بلکه این کتب بزرگ به هر ایرانی می آموزد که خرد مندی را چگونه پیشه  خود ساخته و خود را به ادب و بزرگواری که بزرگان این سرزمین راه ان را نشان داده اند رهنمون سازد .
برای مثال به این شعر ناصر خسرو قبادیانی توجه کنید :
همی تا کند پیشه، عادت همی کن/ جهان مر جفا را، تو مر صابری را

هم امروز از پشت بارت بیفگن/ میفگن به فردا مر این داوری را

چو تو خود کنی اختر خویش را بد/ مدار از فلک چشم نیک اختری را

به چهره شدن چون پری کی توانی؟/ به افعال ماننده شو مر پری را

و به خصوص بیت زیر به عقیده من باید بر سردر تمام دانشگاه ها نوشته شود:

اگر تو از آموختن‌سر بتابی/ نجوید سر تو همی سروری را

بسوزند چوب درختان بی‌بر/ سزا خود همین است مر بی‌بری را

درخت تو گر بار دانش بگیرد / به زیر آوری چرخ نیلوفری را

یا شعر زیر از انوری ، شاعر بزرگ ایرانی بنگرید که چه زیباست :
این شعر را آقای نوباوه نماینده مجلس شورای اسلامی در مراسم استیضاح حاج علی کردان خواند :

نشنیده‌ای که زیر چناری کدو بنی / برجست و بر دوید برو بر به روز بیست

پرسید از چنار که تو چند روزه‌ای / گفتا چنار عمر من افزون‌تر از دویست

گفتا به بیست روز من از تو فزون شدم / این کاهلی بگوی که آخر ز بهر چیست

گفتا چنار نیست مرا با تو هیچ جنگ / کاکنون نه روز جنگ و نه هنگام داوریست

فردا که بر من و تو زد باد مهرگان / آنگه شود پدید که نامرد و مرد کیست
‎‎‎‎
در پایان شما را به سایت بسیار خوبی که گنجینه ی از شاعران ایرانی دارد دعوت میکنم :

www.ganjoor.net

و اما متنه کامل شعر ناصر خسرو :
نکوهش مکن چرخ نیلوفری را

برون کن ز سر باد و خیره‌سری را

بری دان از افعال چرخ برین را

نشاید ز دانا نکوهش بری را

همی تا کند پیشه، عادت همی کن

جهان مر جفا را، تو مر صابری را

هم امروز از پشت بارت بیفگن

میفگن به فردا مر این داوری را

چو تو خود کنی اختر خویش را بد

مدار از فلک چشم نیک اختری را

به چهره شدن چون پری کی توانی؟

به افعال ماننده شو مر پری را

بدیدی به نوروز گشته به صحرا

به عیوق ماننده لالهٔ طری را

اگر لاله پر نور شد چون ستاره

چرا زو نپذرفت صورت گری را؟

تو با هوش و رای از نکو محضران چون

همی برنگیری نکو محضری را؟

نگه کن که ماند همی نرگس نو

ز بس سیم و زر تاج اسکندری را

درخت ترنج از بر و برگ رنگین

حکایت کند کلهٔ قیصری را

سپیدار مانده‌است بی‌هیچ چیزی

ازیرا که بگزید او کم بری را

اگر تو از آموختن‌سر بتابی

نجوید سر تو همی سروری را

بسوزند چوب درختان بی‌بر

سزا خود همین است مر بی‌بری را

درخت تو گر بار دانش بگیرد

به زیر آوری چرخ نیلوفری را

نگر نشمری، ای برادر، گزافه

به دانش دبیری و نه شاعری را

که این پیشها است نیکو نهاده

مرالفغدن نعمت ایدری را

دگرگونه راهی و علمی است دیگر

مرالفغدن راحت آن سری را

بلی این و آن هر دو نطق است لیکن

نماند همی سحر پیغمبری را

چو کبگ دری باز مرغ است لیکن

خطر نیست با باز کبگ دری را

پیمبر بدان داد مر علم حق را

که شایسته دیدش مر این مهتری را

به هارون ما داد موسی قرآن را

نبوده‌است دستی بران سامری را

تو را خط قید علوم است و، خاطر

چو زنجیر مر مرکب لشکری را

تو با قید بی اسپ پیش سواران

نباشی سزاوار جز چاکری را

ازین گشته‌ای، گر بدانی تو، بنده

شه شگنی و میر مازندری را

اگر شاعری را تو پیشه گرفتی

یکی نیز بگرفت خنیاگری را

تو برپائی آنجا که مطرب نشیند

سزد گر ببری زیان جری را

صفت چند گوئی به شمشاد و لاله

رخ چون مه و زلفک عنبری را؟

به علم و به گوهر کنی مدحت آن را

که مایه است مر جهل و بد گوهری را

به نظم اندر آری دروغی طمع را

دروغ است سرمایه مر کافری را

پسنده است با زهد عمار و بوذر

کند مدح محمود مر عنصری را؟

من آنم که در پای خوگان نریزم

مر این قیمتی در لفظ دری را

تو را ره نمایم که چنبر کرا کن

به سجده مر این قامت عرعری را

کسی را برد سجده دانا که یزدان

گزیده‌ستش از خلق مر رهبری را

کسی را که بسترد آثار عدلش

ز روی زمین صورت جائری را

امام زمانه که هرگز نرانده است

بر شیعتش سامری ساحری را

نه ریبی بجز حکمتش مردمی را

نه عیبی بجز همتش برتری را

چو با عدل در صدر خواهی نشسته

نشانده در انگشتری مشتری را

بشو زی امامی که خط پدرش است

به تعویذ خیرات مر خیبری را

ببین گرت باید که بینی به ظاهر

ازو صورت و سیرت حیدری را

نیارد نظر کرد زی نور علمش

که در دست چشم خرد ظاهری را

اگر ظاهری مردمی را بجستی

به طاعت، برون کردی از سر خری را

ولیکن بقر نیستی سوی دانا

اگر جویدی حکمت باقری را

مرا همچو خود خر همی چون شمارد؟

چه ماند همی غل مر انگشتری را؟

نبیند که پیشش همی نظم و نثرم

چو دیبا کند کاغذ دفتری را؟

بخوان هر دو دیوان من تا ببینی

یکی گشته با عنصری بحتری را
+ نوشته شده توسط غريب در جمعه یازدهم دی 1388 و ساعت 14:18 |
I have coppied this amazing information from this site:

http://www.good-life.ir/forum-f31/2012-12-21-t1899-10.html

پیشگویی می گه: تو 21 دسامبر سال 2012 این زندگی روی کره زمین به اتمام می رسه و یک دوره جدید زندگی روی زمین شروع می شه. تو چند تا سایت خوندم که این دوره جدید پر از صلح و عشق و آرامش و پیشرفت هست. (مصداق حرف یکی از سیاستمداران آمریکایی که پایان بحران مالی آمریکا رو صلح و آرامش تو دنیا می دونست). حالا چند تا نظریه دیگه هم هستند که به تفضیل روشون بحث می کنم. استاد کلاس #C هم اطلاعاتی در این مورد داشت، جالبه که گفت ما به ناسا یه ایمیل فرستادیم و پرسیدیم که آیا سال 2012 اتفاقی تو کهکشان خواهد افتاد؟ ناسا پاسخ داده بود که نارسایی هایی مشاهده می شن ولی نمی تونیم تائید کنیم که این اختلالات آسیبی به زمین می رسونن یا نه!

مایاها معتقد بودند که زمین از 5 دوره تشکیل شده، پایان هر دوره یه اتفاق خیلی بد می افته و دوره جدید شروع می شه. جالب اینجاست که 2012 پایان دوره پنجم هست! و ما وارد دوره ششم خواهیم شد، گفته می شه تمدن حاضر از بین خواهد رفت تا دوره ششم شروع بشه! (تو ویدئو اشاره شده به زمین لرزه های بزرگ) .


این کدها درخود قسمتها وقسمتهای زیادی را در مورد یک اتفاق هراسناک خورشیدی درسال2012بیان میکنددانشمندان متفق نظر هستند که هر100 سال یا بیشتر شهله های خورشیدزبانه می کشند و منظومه شمسی را تحت تاثیر خود قرار میدهند
اشعیانبی30-26-27علاوه بر اینکه نور ماه به اندازه نور خورشیدخواهد شد نور خورشید نیز هفت برابر خواهد شد ازدور نام خدا می اید بار او سنگین لبهای پر از خشم و زباناو پر از زبانه های اتش خواهد بود
کدهای کتاب با ارتباطی معنا دار به سالنامه ی مایا بصورت واضح بیان میکند حوادث خر زمان در سال 2012 و نزدیک شدهن به یک ستاره ی دنباله دار به زمین که شاید منشا این ویرانی ها باشد.تئوری میگوید که درسال 2012 یک شهاب سنگ باعث انفجار خورشیدی میشود که باعث سوزاندن کره ی زمین میشود.انفجار خورشیدی و پدیده ی cme یا پرتاب ماده ی پلاسمایی از درون خورشید به بیرون نیز یکی از دلایل این اتفاق خواهد بود.
همچنین ایجاد یک سلسله اتفاقات شدید مانند تقییر جهت قطب ها براثر شکستگی پوسته ی زمین.که اگر یادتان باشد هنگام تسونامی اندونزی نیز گفته میشود این پدیده اتفاق افتاده و زمین از مدار خود خارج شده است.این تاثیرات و تاثیرات کیهانی دیگر از عواملی است که سال 2012 را سالی غیر معمول و به احتمال زیاد پایان تمدن چند هزار ساله ای که از شرقی ترین سرزمین های اسیا اغاز شد و بین النهرین رسید از دریای سیاه کذشت به فرانسه مرکز تمدن نوین سپس انگلستان و اکنون در برج های بلند نیو یورک اخرین روز های خود را فریاد میزند.


گفته می شه پایان دوره دوم توسط هوا بوده (گمونم منظورش نارسایی های جوی) دوره سوم با آتش و دوره چهارم با سیل تموم شدند، لذا نظریه های زیادی مبنی بر اینکه دوره پنجم با زلزله از بین بره جاری هست.
دوتا چیز جالب هم دیدم: یکی اینکه مایا حتی زمان سقوط قوم خودشون رو پیشبینی کرده بودند و عجیب تر از همه: جنگهای جهانی رو هم پیش بینی کرده بودند.!!!! البته دقت کنید که اتمام دنیا به این معنی نیست که همه چیز از بین می ره، حتما شروعی خواهد بود، برای دوره ششم و هنوز مطمئن نیستیم که این دوره چه چیزی را به ارمغان خواهد آورد.

خوب، اگه از یه منظر دیگه هم نگاه کنیم برای اینکه اثبات بشه این دوره نمی تونه واقعا اتمام باشه، بلکه فقط تعویض دوره هست، بحث دین و اعتقادات هست. دیگه زیاد لزومی نداره عمیقا وارد این بحث بشم.

در كتاب پيشگوييهاي آخر زمان خواندم كه به زودي زمين در مكاني قرار مي گيرد كه از چهار طرف تحت كشش سيارات ديگر منظومه شمسي قرار گرفته و در نهايت جذب يكي از آنها خواهد شد و اين يك تصادم بسيار بزرگ را بوجود خواهد آورد.

بعضي ها هم اين روز را روز قيامت مي دانند!ولي قيامت رو هيچ کس نمي دونه و خود خدا گفته که يک دفعه اتفاق مي افته.
سورة الزلزلة

هنگامى كه زمين شديدا به لرزه درآيد، (1)

و زمين بارهاى سنگينش را خارج سازد! (2)

و انسان مى‏گويد: «زمين را چه مى‏شود (كه اين گونه مى‏لرزد)؟!» (3)

در آن روز زمين تمام خبرهايش را بازگو مى‏كند; (4)

چرا كه پروردگارت به او وحى كرده است! (5)

در آن روز مردم بصورت گروه‏هاى پراكنده (از قبرها) خارج مى‏شوند تا اعمالشان به آنها نشان داده شود! (6)

سورة التكوير

در آن هنگام كه خورشيد در هم پيچيده شود، (1)

و در آن هنگام كه ستارگان بى‏فروغ شوند، (2)

و در آن هنگام كه كوه‏ها به حركت درآيند، (3)

و در آن هنگام كه باارزش‏ترين اموال به دست فراموشى سپرده شود، (4)

و در آن هنگام كه وحوش جمع شوند، (5)

و در آن هنگام كه درياها برافروخته شوند، (6)

و در آن هنگام كه هر كس با همسان خود قرين گردد، (7)

همین حس کنجکاوی خیلی از مردم و دانشمندان را برانگیخته است که چرا تقویم مایان ها در روز ذکر شده تمام می شود.
آیا روز 21 دسامبر سال 2012 روزی است که جهان به پایان می رسد یا اینکه آغاز دوره ای جدید است؟ آیا به پایان رسیدن تقویم مایان ها را می توان نشانه ای دانست بر وقوع یک اتفاق خاص در جهان؟شاید هم ظهور امام زمان؟

+ نوشته شده توسط غريب در جمعه ششم آذر 1388 و ساعت 13:43 |

He who is greedy is disgraced; he who discloses his hardship will always be humiliated; he who has no control over his tongue will often have to face discomfort

. The mind of a wise man is the safest custody of secrets; cheerfulness is the key to friendship; patience and forbearance will conceal many defects. .

I found a website in English that is really great for those who want to read about Emam Ali:

http://www.balaghah.net/nahj-htm/eng/index.htm

+ نوشته شده توسط غريب در جمعه بیست و نهم آبان 1388 و ساعت 2:3 |

آنکس که بداند و بداند که بداند

اسب خرد از گنبد گردون بجهاند

آنکس که بداند و نداند که بداند

بیدارش نمایید که بس خفته نماند

آنکس نداند و بداند که نداند

لنگان خرک خویش به منزل برساند

آنکس که نداند و نداند که نداند

در جهل مرکب ابدالدهر بماند
+ نوشته شده توسط غريب در شنبه نهم آبان 1388 و ساعت 6:23 |