ساحل

شعر سهراب سپهری را که شنیده اید؟

"...پشت در یا ها شهری است که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است ..."

از چندین سال پیش عاشق این شعر بودم . چون اگر هدفتان رسیدن به "ساحل" یا همان شهر باشد که فاصله ی زیادی با آن دارید ، کافی است :

-نه به آبی ها (زیبایی های مسیر رسیدن به هدف ) و نه به دریا (مسیر های رفتن نه جای ماندن!) ونه به پریانی که سر از آب به در می آرند (هر تعبیری که خود می کنید!) دل ببندید و راضی شوید . فقط برای رسیدن به هدف بروید . فقط تلاش کنید و پارو بزنید . و بر خداوندی که حی است و لایموت ، توکل و تکیه کنید .

امام علی (ع) فرمود:

بترسید از ستم به مظلومی که یاوری جز خدا ندارد .

پیامبر (ص) ، محمد مصطفی فرمود:

_آه مظلوم اگر چه کافر باشد ، همچون آتشی بر آسمان می رود .(نهج الفصاحه)

و خداوند فرمود:

هر کس از شما ستم کند عذاب دردناکی به او می چشانیم .(قرآن)

و در خبر است که : روز انتقام از ظالم بسی سخت تر است از روز ستم به مظلوم .

خیلی باید مراقب بود!

شعر زیبای خزان از مشیری

شد خزان گلشن آشنایی

بازم آتش به جان زد جدایی

عمر من ای گل طی شد بهر تو

وز تو ندیدم جز بد عهدی بی‌وفایی

با تو وفا کردم تا به تنم جان بود

عشق و وفاداری با تو چه دارد سود

آفت خرمن مهر و وفایی

نو گل گلشن جور و جفایی

از دل سنگت آه

دلم از غم خونین است

روش بخت همین است

از جام غم مستم

دشمن می‌پرستم

تا هستم

تو و مست از میل چمن

چون گل خندان از مستی بر گریه من

با دگران در گلشن نوشی می

من ز فراغت ناله کنم تا کی

سخن نخست

من ملک بودم  و فردوس برین  جایم  بود

آدم      آورد     در     این     خراب آبادم

پدرم روضه ی رضوان به دو گندم بفروخت

ناخلف  باشم  اگر من  به  جویی   نفروشم